آرشیو برای يادم باشه

يادم باشه كه…

خواستم بگم كه اون‌قدر باهات نزديك مي‌شم كه هرچي تو دلت بود بهم بگي، اصلا چيزي نداشته باشي كه مخفي بكني يا نخواي بگي.
بعدش فكر كردم شايد خودخواهي باشه، فكر كردم حتما تو هم مث بقيه آدما حق داري رازهايي داشته باشي كه فقط متعلق به خودت باشه، كه نخواي منم بدونم. شايد تا اون وقتا منم بايد بيشتر ياد بگيرم كه به هر حال اين يه حق‌ِ كه تو هم بخواي واسه خودت يه حريمي داشته باشي.
انگار تو يه سري خيال‌ها گم شدم باز، ولي اينا رو نوشتم كه يادم باشه!

يادم باشه

يادم باشه بهت بگم كه كم نخواي هيچ‌وقت، ساده نگذري…
قناعت فرق مي‌كنه با اينايي كه گفتم.
مي‌دوني بچه آدم بايد يه جاه‌طلبي تو وجودش داشته باشه، اين جاه‌طلبي يه جورايي اگه درست و اصولي رشد كنه مي‌تونه جوهر وجودي بشه واسه آدما. اوكي؟ پس يادم باشه!