من آزاد هستم…

می خواستم پست مربوط به تله تاتر “خرده جنایتهای زن و شوهری” را پابلیش کنم که دیروز این عکس “گلشیفته فراهانی” را تعدادی از دوستان برایم ایمیل زدند. همین تصویری که نمی دونم در کدام مراسم گلشیفته با همان خنده همیشگی و خالی از هر ژست و دک و پزي به دوربینها نگاه می کند و ما ایرانیهای به دور از این مراسم‌ها با ذوق و شوق به عکس نگاه می کنیم و برای همدیگر فورواردش می کنیم.

شخصا بازی و شخصیتش را دوست دارم،خیلی ساده و راحت بازی می کند و حرف می‌زند. طوری که بیننده می‌تواند نقش و شخصیتش را دقیقا احساس کند، می‌تواند با او همراه شود. در مصاحبه ها و گفتگوها هم ادا و اصول خیلی از همکاران و هم صنفان خود را ندارد. در مهر مادری که خیلی بیشتر دوستش دارم و حتی در علی سنتوری که خیلی‌ها نقدش کردند که لوس بازی کرده و فلان و بهمان. عکس پوزخندی‌ست به خبرهای هفته‌های گذشته که در آن فیلم هالیوودی احتمالا از کلاه گیس استفاده شده است تا مسائل مذهبی و فرهنگی کشور عزیزمان به باد نرود!

وقتی در مملکتی حرف زدنمان، لباس پوشیدنمان و حتی فکر کردنمان از روی “باید” می‌شود، وقتی قرار است که به زور به بهشت ببرندمان، بهتر از این هم نمی شود. بابا این آرتیست ها هم آدمند. اینها هم دوست دارند که مثل خیلی از بازیگران و آرتیستهای دنیا در مراسم رسمی شرکت کنند،اصلا همه آدمها دوست دارند آنطور که خودشان فکر می کنند درست است زندگی کنند. دیگر دوره خیلی از حرفها رو به پایان است. یاد “جشن صد ساگی سینما” افتادم که گلاب آدینه روی صحنه از مهدی هاشمی قدردانی کرد و همسرش را لحظه ای در آغوش کشید و از فردا چه فریادها بلند شد و چه وانفساها که آی بیایید و ببینید که چه دارد می‌شود. کار تا جایی رفت که رسما عذرخواهی کردند.

نتیجه همه این برخوردها، همه این اعمال فشارها همین می شود که مسیح علی نژاد – خبرنگار و نویسنده جسور و دوست داشتنی که از خیلی از مردها، مردتر است- کتاب “من آزاد هستم” را در بیرون از ایران پيش فروش می کند. فریاد می زند که آقایان محترم “کتاب ممنوع الچاپ دولت نهم را خارج از ایران چاپ می کنم و به ایران باز می‌گردم تا سخن آقای احمدی‌نژاد مبنی بر وجود آزادی مطلق در کشورم را مصداق روشنی باشم…!!”

نتيجه‌اش همين مي‌شود كه ما بايد بشينيم و سي‌دي و عكسهاي كنسرت سيما‌بينا را در آلمان با ذوق ببينيم و زير لب زمزمه كنيم “زلفا يارم بي‌نظيره پاي دلم به زنجيره…” بعد فكر كنيم خوش به حالشون كه كنسرت خواننده ايراني را كه در ايران هم زندگي مي‌كنند مي‌بينند!

در هر حال امیدوارم که برای گلشیفته، برای مسیح علی نژاد مشکلی پیش نیاید و بتوانیم شاهد فعالیتهایشان در همین ایران خودمان باشید. درود بر همه هنرمندان، نویسندگان و متفکر جسور…

در مورد كتاب مسيح علي‌نژاد
كنسرت سيما بينا

تا کنون 4 نظر داده شده »

  Negar wrote @

اينقدر اين عكس من رو شاد كرد كه مدتها بود همچين شادي حس نكرده بودم. مدتها به عكسش و به اون ژستهاي قشنگش روي مانيتور نگاه كردم و ناخودآگاه لبخند ميزدم. مثل يك جنگ خاموش … مثل يك فرياد آروم … نميدونم ولي يك حس خوبي داشتم…
آينده هنريش نميدونم در ايران چي ميشه ولي به احتمال صد در صد با اينكار پلهاي پوسيده پشت سرش رو خراب كرد و چه كار خوبي كرد!
ديروز تو يكي از سايتهاي بيگانه(!) براي عكسش كامنت گذاشته بودن كه “مليح ترين لبخند” نام داشت … واقعا جالب بود
پ.ن: مراسم مربوط به اكران فيلم Body of lies بود.
Mehdi : “مليح‌ترين لبخند”. جالب بود. اوووم نمي‌دونستم دقيقا براي چه فيلميه اما جالب بود و اينكه همونطور كه گفتم فكر نمي‌كنم و اميدوارم واسش مشكلي پيش نياد.

  Safzav wrote @

آی آی! یکی از آروزهای زندگیم دیدن کنسرت‌های سیما بینا بوده. همیشه میرم تو سایتش و دی وی دی های جدیدش رو می بینم و غصه میخورم …
(شرمنده درباره اصل مطلبت حرفی نزدم)
Mehdi : اختيار داري اينم يه جورايي اصل مطلب بود ديگه :) ‌ اميدوارم كه خيلي زود به اين آرزو هم برسي….

  ترمه wrote @

هر جایی که در مورد فیلمی که قراره بای کنه می خوندم بند پشتش در مورد این بود که می خواد توی یکی از سکانس ها که بدون حجاب هست کلاه گیس بزاره
انگار این کلاه گیسه حکم برگشتش به وطن رو علامت می زد که آره بابا مسلمونه
Mehdi : آره راست مي‌گي دقيقا همينجوري مي‌نوشتن :) )

  لیلی خامنه wrote @

سلام کامنت شما رو در پشت یک سوم دیدم ، راستش نه این کتاب دیگه منتشر نشد، به علت دیدگاه های کمونیستی اون ، ولی جالبه این کتاب توسط آقای شریفی نیا و هدی حاجیان جمع آوری شده و تصاویر آن انتخاب شده است ……..در سال 57
Mehdi : مرسي از توجهت. حيف شعر قشنگي بود و چه جالب كه شريفي‌نيا هم همكاري داشته


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>