دارم فكر ميكنم كه اصلا انگار مديريت در اين مملكت يه جور خودخواهي و ديكتاتوري سازمانيست. يعني اون حرفايي كه توي كتابها ميزنند و ميگويند “علم مديريت عبارتست از….” كلا كشكه! خلاصه كلام كه علم مديريت يعني اينكه شخص مدير محترم ميشينه رو صندلي مبارك و اصولا بر اساس توهمات و ذهنيات […] خودشون تمام چيزهايي كه در ذهن دارند و امكان داره صد در صد بيفايده باشه رو به اجرا در ميآورند و در اين راستا سازمان و يا شركت مزبور را به فنا ميدهند و با موفقيت و خيال آسوده يكسال به سوابق مديريتي خود ميافزايند و به شركت بعدي ميروند (توجه اگر شركت براي خودشان باشد به همين صورت به آباداني ادامه ميدهند، من آدمهايي را ميشناسم كه سالهاست در پي آباداني هستند)
يكي ديگر از مباني اصلي مديريت اينه كه اصلا چرا بايد سازمان يك هدف مشخص و واحد را دنبال كنه؟ اينها براي روشهاي تئوري و آكادميك است، در صورتيكه سازمان متوسط و كمي رو به بالا باشه ميتوانيد به اين ترتيب عمل كنيد كه هر كسي و هر واحدي براي خودش هدفي داشته باشد كه اصلا هيچ ربطي به هدف بالايي سازمان هم نداشته باشه (تازه يك روش توسعه يافتهتر آن هم اينه كه اصلا چرا بايد هدف داشته باشه؟ اينا بچه بازيه پسر جان!) خلاصه اين روشهاي مديريت عملي شديدا بايد بررسي بشه و احتمالا اگه كمي روي آن زمان بذارم ميتونم كتابي تحت عنوان “روشهاي نوين مديريت عملي” منتشر كنم! اسمهاي بيتربيتي فراواني هم ميشه براي اين تحقيق گذاشت كه فعلا از ذكر آن خودداري ميكنم :p
در همين راستا (تعاريف پايهاي جديد)
سازمان – عبارتست از مجموعهاي متشكل از دو يا چند نفر كه در يك محيط سازمان نامشخص مشغول به فعاليت بوده و هر كسي اهداف خودش را كه قاعدتا ارتباطي با اهداف ساير واحدها ندارد را دنبال ميكند. سازمانها داراي دو فاكتور اصلي هدف و مدير هستند، نقش مديريت در شكل گيري و پيشبرد اهداف بسيار مهم ميباشد، در حقيقت مديريت هر سازمان ، سازمان را در جهت توهمات و ذهنيات خود با رعايت روشهاي ديكتاتوري (و يا سازش اما در حقيقت بازم همون ديكتاتوري) رو به فنا هدايت ميكند! مديران مياني نيز در اين ميان دست و پايي ميزنند و البته به جايي نخواهند رسيد.
پ.ن: يه جايي خوانده بودم كه همه ما آدمها اون تهمايه زورگويي و قدرت را داريم، فقط دنبال اريكهاي هستيم كه به آن تكيه بدهيم و زورگوييمان را آغاز كنيم، در خيلي موارد اين صندلي مديريت مناسبترين اريكه براي حركت به اين سو ميباشد.
پ.ن: قرار است با اين آقا صحبت كنم كه يه كنفرانسي هم براي ما جور كنه ، همين كنفرانس “روشهاي نوين مديريت عملي” خيلي خوبه !
وقتی واحدا رو پاس می کنم میگم خدایا چقدر این علم مدیریت قشنگه ، چقدر ملموسه ولی وقتی پای اجراش میرسه میبینی ای داد بیداد مدیر گرامی دکترای مدیریت داره که فقط مدرکش رو داشته باشه !!